الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

400

مفاتيح الجنان (فارسى)

و قائم آنان را به حق آشكار كن ، و او را يارىرسان دينت بدار ، و دربارهء دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده . خدايا فرشتگان پيروزى را گرداگرد او همواره بدار ، و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقام‌گيرندهء خويش قرار ده ، تا جايىكه خشنود شوى ، و دينت به وسيلهء او ، و به دست او به گونه‌اى نو و تازه بازگردد ، و حق به طور كامل ناب شود ، و باطل به صورت همهء جانبه به دور افكنده شود . خدايا بر او و همهء پدرانش درود فرست ، و ما را از همنشينان و خاندانش قرار بده ، و در زمان بازگشتش ما را برانگيز ، تا در دوران او در شمار يارانش باشيم . خدايا درك قيامش را روزى ما كن ، و در روزگارش ما را حاضر كن ، و بر او درود فرست ، و سلام او را به ما باز رسان ، درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد . ميرداماد ( ره ) در رسالهء اربعه ايّام خود ، در بيان اعمال روز دحو الارض فرموده است : زيارت امام رضا عليه السّلام در اين روز افضل اعمال مستحبّ ، و مؤكّدترين آداب مىباشد ، و همچنين زيارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهايت تأكيد بوده ، و نسبت به آن ترغيب بسيار شده است . روز آخر ماه : سال دويست‌وبيست بنابر مشهور ، امام جواد عليه السّلام ، در بغداد به سبب زهرى كه معتصم عباسى به ايشان خوراند شهيد شد و اين حاديثه تقريبا پس از درگذشت دوسال‌ونيم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد ، چنان‌كه خود آن جناب مىفرمود الفرج بعد المامون بثلاثين شهرا [ گشايش كار سىماه پس از مأمون است ] و اين جمله نشان‌دهندهء اين است كه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در كمال رنج و ناراحتى بوده است ، كه مرگ خود را فرج و گشايش تعبير نموده است ، چنان‌كه پدر بزرگوارشان امام رضا عليه السّلام ، در زمان ولايتعدى خويش چنين بوده است و در هر جمعه كه از مسجد جامع باز مىگشت ، به همان حال كه عرق ريزان و غبارآلوده بود ، دستها را به درگاه الهى بلند نموده و مىگفت : الهى اگر فرج و گشايش كار من در مرگ من است پس همين ساعت در مرگ من شتاب ورز و پيوسته در غم‌واندوه بود ، تا از دنيا رحلت فرمود ، و امام جواد عليه السّلام زمانى كه وفات